السيد موسى الشبيري الزنجاني

3808

كتاب النكاح ( فارسى )

سؤال : آيا استدلال روايت به كلام « أنت و مالك » جدلى نيست ؟ پاسخ : اين كه حضرت در پايان مىفرمايند ؛ امير « اخذ بقولهم و ترك قولى » معلوم مىشود كه اين حكم شرعى واقعى بوده است نه امرى جدلى كه من خودم هم قبول ندارم . دليل دوم : تسلّم مسأله بين اماميه و عامه به نظر ما عمده دليل اختصاص ولايت جدّ به جدّ ابى اين است كه بين عامه جزء مسلمات است كه اگر برخى از وسائط نسب ، زن باشند ، چنين كسى ولايت ندارد . در چنين محيطى وقتى مىگويند ، جدّ ولايت دارد ، غير از جدّ ابى از آن فهميده نمىشود و منساق از جدّ به قرينهء محيط صدور روايت جدّ ابى است . و اگر نظر مبارك امام عليه السلام يك معناى اوسعى بود بايد به اين مطلب تصريح كنند و به لفظ جدّ اكتفا ننمايند . از نظر اماميه هم تقريباً مسأله جزء مسلمات است و به جز ابن جنيد هيچ مخالفى ديده نشده است . اشكال : از روايت عبيد بن زرارة استفاده مىشود كه اصل ثبوت ولايت در جدّ پدرى هم جزء مسلّمات بين العامه نيست چون حكم به بطلان عقدى شده كه جدّ ابى انجام داده است . پس به مسلّم بين العامة نمىتوانيم استدلال كنيم . پاسخ : ممكن است از اين اشكال چنين پاسخ بدهيم كه يك مسأله بين العامّه مسلّم است و آن نفى ولايت از جدّ مادرى و جدّى كه برخى از وسائط نسبش زن باشد و همين مقدار كافى است كه وقتى در روايتى براى جدّ اثبات ولايت مىكند ، جدّ مادرى را خارج كنيم ، هر چند بايد براى اثبات دلالت براى جدّ پدرى به ادلهء ديگر استدلال كنيم . ولى اين پاسخ محلّ مناقشه است چون عامه هم از جدّ مادرى نفى ولايت مىكنند و هم براى جدّ پدرى ولايت قائل هستند .